سفارش تبلیغ
صبا

اهالی فانوس


ساعت 2:0 صبح یکشنبه 87/10/8

سلام به همه ی دوستان گرامی

خبر خوبی ندارم براتون چیکارش میشه کرد دیگه دست خودم نیست باز اومدم که همه رو خبر دار کنم

دوستان

 یاسی عزیز الان تو بیمارستانه و معلوم نیست کی مرخصش کنن زیاد نمیتونم موضوع بیمارستانش رو واضح و روشن بگم

شاید راضی نباشن فقط اومدم بگم که احتیاج شدید به دعای شما دارم بیایید همه مون یا چند صلوات و یا سوره الرحمن رو

برای سلامتی ایشون بخونیم انشا الله هرچه زودتر مرخص بشن وباز حضورگرمش رو توی وبلاگها داشته باشیم

حالا برای خوندن صلوات یا سوره ی الرحمن هرکی حاضره دسش رو ببره بالا و یه لبیک بگه

ان شا الله جدشون عوضش رو بهتون بده

به امید شفای همه ی بیماران  

 

 


¤ نویسنده: فانوس

نوشته های دیگران ( )

ساعت 12:36 عصر شنبه 87/8/4

چند روزیست که غریب شدیم...........بی هم شدیم.............کسی صدایم می کند؟ می شنوم در خواب کوک وار صدای زنگ.........چه روزهایی که ساعت بودیم و بی قرار بودن هااااااااااا اما حالا بی احترامی ساعتها لحظه ای اراممان نمی گذارد......خسته ام ؟کلافه ام؟یا به قولی خشن ؟ نمی دانم. .......نمی دانم هایم را کاش در وجود دورنگ ادمها می کوبیدم ....شاید جمعمم از همه و منها از غیر اینهااااااا........چه روزگار غریبیست روزگار حرف زدنهاااااااا و حرف زدنهااااا ......فقط حرف و اینگونه می شود که می گویم چه زود ادمها رنگ عوض می کنند

 

 


¤ نویسنده: یاسی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 12:19 عصر دوشنبه 87/7/29

تا حالا اینجوری فکر نکرده بودم........چقدر خوبه راحت بود ...راحت نوشت....و خالی شد  سبک شد......حتی اگه هیچکی نباشه که بخونه..........

 

خستگی و دلمردگی چیزی نیست که روزی نباشه......صبح مثل همیشه ......اتوماتیک وار...........سرپا یه تیکه نون بزار دهن و مرتب کردن ریخته پاشا ......حالا تو این سکوت کارها حرفها تند تند رژه میرن تو مغز.....خودم می گم و خودم جواب میدم......هی نهیب می زنم هی خودم دل می سوزونم.....هی یاسی درس......امتحان نزدیکه......یاسی .......چرا ......اون شبی اونجوری کرد...انتظار نمی رفتااااااا.....عیب نداره همه خطا می کنند.....هی مسیجای بی جواب.....سر اخر دلم نیومد.......اما چه جوابی........بگذریم از دوست هر چه رسد نیکوست مگه نه بضعت ؟


¤ نویسنده: یاسی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 6:11 عصر دوشنبه 87/7/15

سلام

و اما وهابیت که نمیشه در برابر کار پستشون ساکت نشست بنا به درخواست بسیجی سیاسی وارد موج شدم باشد که خداوند منان بپذیرد

فرقه وهابیه مبتنی بر اصول و عقایدی است که به بعضی اشاره می شود:
- وهابی‌ها معتقدند که هیچ انسانی نه موحد است و نه مسلمان مگر این که اموری را ترک کند، از جمله:
به هیچ یک از رسولان و اولیا توسّل نجوید. هر کس اقدام به این کار کند، مشرک می باشد،(2) از این رو وهابیان زیارت قبر پیامبر و ائمه(ع) را جایز نمی دانند و معتقدند هر کس از پیامبرطلب شفاعت کند، مانند این است که از بت‌ها شفاعت خواسته است.(3)
- از مسائل دیگری که وهابیان دربارة آن حساسیت خاصی دارند، تعمیر قبور و ساختن بنا روی قبر پیامبر و اولیای الهی و صالحان است. برای نخستین بار این مسئله را "ابن تیمیه" و شاگرد معروف او "ابی القیم" عنوان کرد و بر تحریم ساختن بنا و لزوم ویرانی آن فتوا داده اند.(4)
بر همین اساس سعودی‌ها هنگامی که در سال 1344 هجری بر مکه و مدینه و اطراف آن تسلط پیدا کردند، به فکر افتادند که برای تخریب مشاهد و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر مستمسکی به دست آورند و اقدام نمایند.(5)
- وهابیان بر این باورند که مسلمانان در طی قرون، از آیین اسلام منحرف شده اند و در دین خدا بدعت‌هایی نهاده اند که با شرع اسلام مخالف می باشد. بر این اساس باید از اصولی که پیامبر(ص) تعیین کرده است، پیروی نمود.
بنابر عقاید وهابیان، هیچ کس حق ندارد به رسول خدا سوگند یاد کند و از الفاظی مانند: به حق محمد و ... استفاده نماید،(6) زیرا قسم خوردن به دیگران و درخواست حاجت از غیر خداوند با آیات قرآن منافات دارد: «فلا تدعوا مع الله احداً».(7)
- نیز معتقدند : تشییع جنازه و سوگواری حرام است؛ زیرا ارواح اموات کاری نمی توانند بکنند و در امور دنیوی و اخروی نمی توانند دخالت داشته باشند.(8)
- وهابیان معتقدند القابی را که بر عزت و احترام دلالت دارند، در مورد انسان‌ها نباید به کار برد و ناصواب است؛ زیرا احترام و تعظیم تنها شایسته خداوند است.
- وهابیون به جنگ با دیگر فرقه‌ها و مذاهب اسلامی معتقد هستند و مدعی اند باید به آیین وهابیت در آیند، یا جزیه دهند، از این رو همیشه مسلمانان دیگر را به کفر متهم نموده، اموال و نوامیس بقیه را حلال می دانند. آنان می گویند که هر کس مرتکب گناه کبیره شود، کافر است.(9)


¤ نویسنده: یاسی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 1:10 صبح دوشنبه 87/6/25

استاد پای تخته =ما چند نوع حمل داریم  که از اونها یکی حمل ذاتی یا اولی و  یکی حمل شایع صناعیه

به حمل اولی اگه بگیم از جمله پوچ خبر داده نمی شود اشتباه است چون داریم به گونه ای خبر می دهیم اما همین جمله به حمل شاع صناعی درست است زیرا اختلافش مفهومیست

اجازه استاد = این که می گوییم من خداوند را دوست دارم هیچ گاه فراموشش نمی کنم و هرگز زیر قولم نمی زنم کدام نوع حمل است؟؟؟


¤ نویسنده: یاسی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 9:56 عصر دوشنبه 87/6/18


¤ نویسنده: فانوس

نوشته های دیگران ( )

ساعت 12:25 عصر شنبه 87/6/2

انچه از  روی عشق در راه یاری به فقرا

.دلشکستگان

.از پا افتادگان و بی کسان میدهید

 در پس انداز آسمانی تان اندوخته میشود


¤ نویسنده: فانوس

نوشته های دیگران ( )

   1   2      >

خانه
وررود به مدیریت
پست الکترونیک
مشخصات من
 RSS 
 Atom 

:: بازدید امروز ::
0
:: بازدید دیروز ::
2
:: کل بازدیدها ::
56893

:: درباره من ::

اهالی فانوس

مدیر وبلاگ : فانوس[11]
نویسندگان وبلاگ :
یاسی
یاسی (@)[4]


ارامترین لحظات من......در انتظار میگذرد.....

:: لینک به وبلاگ ::

اهالی فانوس

::پیوندهای روزانه ::

:: آرشیو ::

دل نوشته

:: لینک دوستان من::

علوی
ثانیه
خاکستر
دید
نماها
خط بارون
سودابه
فاضل
گل نرگس_شیما_
باران
بسیجی سیاسی
تسنیم
سایبان
ایران اسلام
یاس کبود
موجی عشق
رنگین کمان
دلگیر_مریم
ابجی و داداش
سفیر صبح
باران
خادمین خدیجه کبری_س_
دیار یار_زهرا_
اجابت دعا
ایسلند
قدمها
شبنم
بضعت

:: لوگوی دوستان من::


::وضعیت من در یاهو ::

یــــاهـو

:: خبرنامه وبلاگ ::